ناصر الدين شاه قاجار

182

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

برودخانه اين رودخانه همان آب سراب هكّ است كه ميآمد بديزآباد و از آنجا باينجا ميآيد و ميگذرد به قدر شصت سنگ آب داشت مرحوم حاجى ميرزا نصر اللّه مستوفى گركانى هم پل نه چشمهء بزرگ بسيار خوبى روى اين رودخانه بسته است امّا حالا آب از آنطرف پل ميگذرد شن آمده جلو آب را گرفته و برگردانيده كه حالا آب هيچ از زير اين پل نميگذرد و يك پل يكچشمه هم باندكى فاصله از اين پل ساخته‌اند كه حالا آب از زير آن پل يكچشمه ميگذرد آمديم از توى آب رودخانه كالسكه گذشت و دور زديم از آنطرف يل‌آباد آمده از توى كوچه باغهاى ده گذشتيم گرد و خاك زيادى هم بود آمديم به منزل سراپردهء ما را توى باغى زده‌اند امّا هوا خيلى گرم بود نهار خورديم اعتماد السّلطنه حاضر بود روزنامهء اروپ خواند بعد از نهار عرايض و نوشتجات زيادى كه از طهران آورده بودند ملاحظه كرديم و جواب فرموديم بعضى اخبار از شهر نوشته بودند كه در محلّهء يهوديها چند روزيست ناخوشى وباء بروز كرده است پسر كوچك حسن خان اجودان‌باشى هم امروز ديده شد دهاتى كه امروز سر راه بود از اينقرار است دست راست اوّل قريهء صالح‌آباد امامزاده حمزه قريهء عبّاس‌آباد قريهء لالائين قريهء جوجين قريهء ملك‌آباد مزرعهء سرخه ده قريهء قره دين قريهء يل‌آباد